این واژهها، عبارتها و جملهها را ببینید:
سللام، سلان، سلاوم، دخملی، بابایی بخوره، فردا که رفتی بازی، چو فردا برآید بلند آفتاب، فردا که میبینیمش، اگر چنانچه در صورتیکه دستت لیز خورد، بروم خانه، حلال ماه شوال و...
ظاهرا کمتر کسی منظور گوینده یا نویسندهی اینها را نمیفهمد؛ هر چند هر یک از اینها در آوا یا واژگان یا دستور زبان تفاوتهایی با زبان معیار دارد، و ممکن است هر کس گونههایی از این تفاوتها را غلط بداند.
در این میان «چو فردا برآید بلند آفتاب» بهترین بخت را دارد. سند این عبارت به نام فردوسی است و کسی ـ ظاهرا هیچ کس ـ آن را غلط نمیداند.
احتمالا «حلال ماه شوال» هم از همه بداقبالتر است و همه میگویند غلط است.
از قضاوت درست و غلط تکتک اینها که بگذریم، انگار ملاکهایی که آدمها در این قضاوت در نظر میگیرند یکی یا بعضی یا تمام این ملاکها است:
ـ زیبا و ادبی بودن
ـ سابقهی استعمال
ـ داشتن تأیید منابع رسمی (مکتوب)
ـ داشتن تأیید مراجع رسمی (استادان و مشاهیر)
ـ شناسنامهی فارسی داشتن (این که نتوان به وارداتی یا جعلی بودن متهمشان کرد)
ـ هدفدار بودن (مثل دخمل و سلان که هر چند هیچ یک از این ملاکها را ندارند در گفتار رایج شدهاند و برای بسیاری از مردم پذیرفته هستند، چون هدفی مثل تبادل عواطف را برآورده میکنند.)