گمان نمی‌کنم بتوان پیامی را تصور کرد که مخاطب نداشته باشد یا میزان قابل توجهی از تمرکز آن (نه لزوما در لایه‌های واگانی و صرفی) بر مخاطب نباشد.

این، به تعبیر یاکوبسنی یعنی ما همیشه با کارکرد ترغیبی (واداری، ایجابی، ...) زبان سر و کار داریم. به بیان دقیق‌تر زبان ابزاری برای اعمال قدرت است. طبیعتا همان طور که اکو در مقاله‌ی «زبان، قدرت، نیرو» نشان می‌دهد، میان این قدرت با قدرت فیزیکی تفاوت زیادی هست، اما در عمل این دو قدرت می‌توانند جاهای بسیاری به جای هم بنشینند.

انسان‌ها موجودات وحشتناکی هستند، ابزاری دارند که با آن بدون مشت زدن مشت می‌زنند، بدون دریدن می‌درند، بدون کشتن می‌کشند، بدون شکستن می‌شکنند، بدون سوزاندن می‌سوزانند و بدون ویران کردن ویران می‌کنند. نام این ابزار زبان است.