خطها و پیوستگیها
هر کس درسی مقدماتی در زبانشناسی عمومی خوانده باشد میداند باید تکلیف خود را بر سر دوراهیهایی روشن کند. باید بداند میخواهد تجویز کند یا توصیف، زبان عمومی را پژوهش کند یا زبان شخصی را، از دال حرف میزند یا از مدلول، تحولات محور جانشینی را در نظر دارد یا محور همنشینی را.
فرق نمیکند که این را مطابق سنت مألوف میراثی سوسوری بدانیم*، یا با نظر شکاکانهی دکتر صفوی* سوء تعبیرها (یا حسن ذوقهای؟) مفسران و شارحان و مترجمان آرای او. هر چه هست، این دوراهیها خطهایی واضح میکشند که ما را از به هم آمیختن بیجای چیزهای نامربوط بازمیدارد. به همآمیختنهایی که تا کنون بیضرر هم نبوده است.
اما آیا واقعا این دوراهیها همین قدر واضح از هم جدا و به هم بیربط اند؟
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۱/۰۱/۱۰ ساعت 12:14 توسط ک ع
|