فرق تجویز و توصیف (۱)
تا شما بگویید «ساعت دوازده و سی و چهار دقیقه و بیست و هفت ثانیه است» چند ثانیه گذشته و این اطلاع شما کهنه شده است. پدیدههای بشری اغلب زمانمند هستند و مثل ماهی از میان دستهای توصیف ما لیز میخورند. گاه پدیده کوچک است و تأثیر زمان زیاد (مثل همان عقربهی ثانیهشمار) و این را میبینیم و گاه پدیده بزرگ است یا تأثیر زمان کم و این تغییرات را راحت نمیبینیم و تصور میکنیم تغییر نیست و پدیدهای که وصف میکنیم ایستا است.
تقریبا خطا نیست اگر بگوییم زندگی انسانی ما بیرون از زبان معنایی ندارد و زبان از عظیمترین پدیدههای انسانیای است که میشناسیم. بنا بر این، عجیب نیست اگر نخستین کسانی که شجاعت داشتهاند و کوشیدهاند این پدیدهی بزرگ را وصف کنند، آن را ایستا فرض کردهاند و از خیر توصیف پویاییهای آن گذشتهاند.
آنها جای صداها را در حلق و بینی و دهان، مقولههای دستوری مثل اسم و فعل را در انبوه کلمات، جای هر نقش را در جمله و این که آن جا چهطور معلوم میشود، معنای کلمهها و ترکیبها را در کتابها نوشتند و برای نسلهای بعد به ارث گذاشتند.
نسلهای بعدی اما وقتی این عظمت و شگفتانگیزی را دیدند و دیدند نمیتوانند نه به راحتی و نه حتی به سختی حاصل کار پیشینیان را زیر و رو کنند، گمان کردند وظیفهای جز حفاظت از آن ندارند. حتی اگر تا اینجا را با آنان موافق باشیم، نمیتوانیم نادیده بگیریم که آنان نکتهای بدیهی را فراموش کردند: توصیف مکتوب یک پدیدهی بشری و پویا نه خود آن پدیده، که تصویری زمانمند از آن پدیده است. اگر شناگر را وادار کنیم مثل عکسی که از دیروزش گرفتهایم بیحرکت بماند، لاجرم غرق خواهد شد.
از تمثیل که بگذریم، زبان عهدهدار برآوردن نیازهای اجتماعی - ارتباطی ما است. زبان نه تنها فرهنگ و تمدن میسازد بلکه با فرهنگ و تمدن متحول میشود و تحول در زبان بر خلاف تصور ما گاه در جزئیات سرعتی سرسامآور دارد. تحول در زبان تنها تحول در واژهها نیست، سطحها و گوشههای مختلفی از زبان بر اثر گذشتن زمان و با نیازهای جدید تغییر میکنند. این تغییرات در قسمتهای ظاهرا مجزا بر هم اثر میگذارند و اگر تغییر بر اثر عوامل غیر زبانی و خارجی در سطحی محدود شود در سطوح دیگر افزایش مییابد تا به نیازهای کاربران پاسخ بدهد.