زبان قطبیده و نشانگذاری اجتماعی
گاه برای نشانگذاری موقعیت خودمان از زبان و در واقع از تفاوت و تغییر در زبان استفاده میکنیم. بعضی از این گونههای جدید زبانی که برای ایجاد تغییر و تفاوت به کار میبریم تنها متفاوت هستند و پیچیدگی خاصی ندارند، اما گونههایی نیز هستند که به وضوح پیچیدهتر هستند و با همین پیچیدگی مهارت کاربرشان و تمایز نسبیش را به رخ میکشند.
احتمالا زبان معیار فارسی تنها در ضمیرها و شناسههای فعلی است که میان گوینده و شنونده تفاوت قائل میشود، گوینده «من» است و چیزی که به گوینده مربوط است «ـَم» دارد و شناسهی فعلی نیز «ـَم» است. شنونده «تو» و در گونهای محترمانهتر «شما» است و چیزی که به او مربوط است «ـَت» یا «تان» دارد و شناسهی فعلیش «ی» یا «ید» است.
اما گونههایی پیچیدهتر هستند که این تقابل را به حیطهی ستاک بعضی فعلها هم میکشانند؛ گوینده «عرض میکند» و شنونده «میفرماید» در حالی که هر دو یک کار میکنند. گوینده «خدمت میرسد» و شنونده «تشریف میآورد» در حالی که باز هر دو یک کار میکنند. گوینده غذا را «صرف میکند» و شنونده «نوش جان» میکند. گوینده «مرخص میشود» و شنونده «تشریف میبرد» و امثال اینها.
این زبان قطبیشدهتر نوعی رسمیت را القا میکند که در زبان معیار نیست. اما به کار بردن آن نیز مهارت میخواهد. کم نیستند مردمی که میخواهند از رسمیت این زبان استفاده کنند و بی این که خود بخواهند با گفتن «من فرمودم» و «شما عرض کردید» و «تشریف آوردم» و «خدمت رسیدید» و «صرف کردید» و «نوش جان کردم» و «تشریف بردم» و «مرخص شدید» باعث خندهی دیگران میشوند.