فرض کن نشسته‌ای پای تلویزیون و ناهارت را می‌خوری. کسی در حال رد شدن از کنارت چیزی می‌پرسد. تو این را می‌شنوی:

/ʃu:'r* ʃode/?

و منظور از * تردید است. نمی‌دانی جای * چیزی بوده یا نه و اگر بوده چه چیزی. چه جواب می‌دهی؟ این دو جواب هر دو محتمل هستند:

۱. نه هنوز، تازه داره آگهی می‌ده.

۲. نه. یه کم بی‌نمک هم هست حتی.

و این کاملا بستگی دارد که در آن لحظه بیش‌تر حواست به تلویزیون و سریالی باشد که منتظر شروعش هستی یا غذا و نمک آن.

ما بی‌تعارف یا تردید، خیلی وقت‌ها (اگر از من بپرسید، همیشه) بیش از گوشمان با ذهنمان می‌شنویم. با این فرض، آیا چیزی به نام معنی‌شناسی می‌تواند شکل بگیرد؟ این همه تقسیم‌ها و تعریف‌های عجیب و غریب در معنی‌شناسی نشان نمی‌دهد باید در وجود چیزی به نام معنی شک کنیم؟