دانشمند، علم، و روش تحقیق
برای همهی ما دانشمند از علم و روش تحقیق ملموستر است و شاید به همین دلیل دوست داریم به دانشمندان مرجعیتی اجتماعی در حیطهی علم بدهیم و آسوده بنشینیم و از حاصل کارشان استفاده کنیم. اما نگاهی سریع به تاریخ علم میگوید این تفویض اختیارات گاه نتایجی دردناک و طولانی و مخرب دارد.
همین است که مجبور میشویم به علم هویتی مستقل از دانشمند بدهیم و هویت مستقل علمی را هم با ملاکی بیرونی که روش تحقیق است بسنجیم و نه مثلا صرف مطابقت یا عدم مطابقت با دستآوردهای پیشینیان یا اجماع دانشمندان زمانه.
این البته در عمل مدل سادهشدهای است، نگاهی برای مثال به کارهای پاپر*، لاکاتوش*، کوهن* و فایرآبند* و دیگر فیلسوفان علم* نشان میدهد موضوع جزئیات بسیاری دارد.
گاه بعضی از ما گمان میکنیم به دورانی از نظم و دقت علمی رسیدهایم که دیگر این نگرانیها جایی ندارد، در مقام تمثیل این حرف مانند حرف کسی است که بگوید بهداشت چنان پیشرفت کرده که لازم نیست جراحان پیش از عمل دست بشویند. برای دیدن مثالی عملی هم این دو مطلب را ببینید، گزارشی است از ربع قرن شکنجهی سفید که در همین فضای ظاهرا پاکیزه به یک محقق زبانشناس تنها به دلیل منطبق نبودن نظرش با حدسهای یکی از اسطورههای معاصر این رشته وارد شده است.
The Rise and Fall of a Venomous Dispute