دیده‌ام که کسانی زبان را نوعی ابزار ارتباط انسانی می‌دانند و کسانی نوعی ابزار انتقال مفاهیم میان انسان‌ها. گاه شده در جمعی که گروهی این و گروهی آن را گفته‌اند پرسیده‌ام کدام درست‌تر است و اغلب گفته‌اند مگر فرقی هم دارند؟

واقعیت این است که گاه شما با مخاطب ارتباط زبانی برقرار می‌کنید، اما مفهومی به او منتقل نمی‌کنید. وقتی کسی فرزندش را «نازنینم» صدا می‌زند، یا وقتی در جواب احوال‌پرسی می‌گوییم «ای! شکر! هستیم به مرحمت شما» مفهومی را منتقل نمی‌کنیم.

گاه این یا آن زبان را به کار می‌بریم تا موقعیت خودمان را نشان بدهیم. وقتی به کسی که او را نمی‌شناسیم و حدس می‌زنیم فارسی بداند می‌گوییم «سلام» داریم نشان می‌دهیم که در حیطه‌ی فارسی‌زبانان مستقر هستیم و وقتی از کسی آدرس می‌پرسیم و او را «داداش» خطاب می‌کنیم جایگاه اجتماعی خود را نشان می‌کنیم.

سر چهارراه بعدی که از نفر بعدی آدرس می‌پرسیم و او را «عزیز» یا «جناب» خطاب می‌کنیم برای خودمان جایگاه اجتماعی جدیدی تدارک دیده‌ایم.

شاید این با آنچه گافمن در کتاب نمایش خویش در حیات روزمره گفته است بی‌مناسبت نباشد، با این تفاوت که او از منظری تماما جامعه‌شناختی به موضوع نگاه کرده است و این بحث تا حد زیادی زبان‌شناختی است.