این یادداشتی ست بر یک نوشته اخیر از همین صفحه. محضِ رعایتِ اختصار و به دلیلِ ناتوانی‌ در خودداری از روده‌درازیِ مألوف‌م، فقط به معنای وسواس در بند ۶ می‌پردازم. مثالها شاید منفرد به نظر برسند، ولی امیدوار ام به روشن شدن ِ منظور کمک برسانند.

شنیدم که دوستی می‌گفت «توی کانتکست نیستی»، به این معنی که «توی باغ نیستی». «کُنتِکست»، بنا به جمله، گاهی یعنی «متن»، گاهی «موضوعیّت» (مثلا‌ً،‌ می‌گوییم این حرف موضوعیّت ندارد، نه خارج از کنتکست است)، یا قرائن و قرینه (مانند ِ: معنا از قرینه/قرائن دریافته می‌شود)، گاهی «چارچوب»،‌ «زمینه» و الخ. انتظارِ معادل داشتن از یک پیش‌فرضِ نادرست ناشی می‌شود که کلمات در زبانها وقتی «درست» اند که متناظرِ دقیقِ یک کلمه انگلیسی باشند واولویّتی که داده می‌شود به انگلیسی برای مفهوم‌بندی جهان که عدول از آن نقصِ زبان حساب می‌شود.

دوستِ دیگری اصرار داشت به «ایذا» بگوید «هرسمنت»، و معنایی که برای «هرسمنت» می‌آورد، به دلیلِ قرینه‌ خاصّی که وی این لغت را درش یاد گرفته بود، یک جور «هرسمنت ِ خیلی خاص» بود، معنایی بود که وی به این لغت بار کرده بود. در اینجا نقشِ انگلیسی، غیر از مفهوم‌-بندی، فراهم کردنِ لغاتی ست که چون استمعال و تداعیاتِ دقیق‌شان برای ما روشن نیست، دست‌مان را در بار کردن معانی بهشان، گاهی عام‌تر و گاهی خاص‌تر از معنایشان در زبانِ اصلی، باز می‌بینیم. این ادّعا که «فلان لفظِ‌‌ِ فارسی این مفهوم را نمی‌رساند» را گاهی می‌شود به این تعبیر کرد که نه لفظ ِ فارسی و نه انگلیسی دال بر معنای مراد‌شده، که فقط در یک زبانِ خصوصی معتبر است، نمی‌تواند باشد.

علی آل یاسین