پرده بگردان و بزن ساز نو
کاری هست که اسمش را گذاشتهاند رمزگردانی (code switching) یا مطابق سلیقهی من رمزگانگردانی. این کاری است که آدمهایی که دوزبانه (bilingual) یا چند زبانه (multilingual) (+)یا دوزبانگونه (diglossic) هستند(+) میتوانند بکنند و میکنند، یعنی بی مشکل از یک زبان یا گونهی زبانی به زبان یا گونهی زبانی دیگر میروند.
آنها که همدانشگاهیای داشتهاند که زبان یا لهجهاش فارسی تهرانی نیست، این پدیده را در او دیدهاند، در صحبتهای دانشگاهی به فارسی تهرانی صحبت میکند و در صحبت تلفنی با اعضای خانوادهاش با گونه/زبان خودش مثل مشهدی، اصفهانی، مازنی، عربی، کردی و ترکی.
حالا چرا آدمها این کار را میکنند؟ دلیلهای مختلفی برایش میآورند. یک عده میگویند آدمها رمزگانگردانی میکنند تا نشاندار نباشند، دوست ندارند در جمع تابلو باشند و بنا بر این با هر جمعی به زبان یا گونهی زبانی همان جمع صحبت میکنند.
بعضی هم میگویند اگر میخواهید ببینید انگیزهی آدمها چیست، ببینید پیام مضمر این رمزگانگردانی – یا در واقع عملکردش – چیست.
بعضی هم میگویند آدمها رمزگانگردانی میکنند تا برقراری ارتباط را تسهیل/تسریع/تعمیق کنند.
بعضی هم میگویند بعضی حرفها را با یک زبان/زبانگونه راحتتر میشود گفت تا با یکی دیگر.
این کنار البته یک چیز دیگر هم هست که من بهش میگویم زبان کلافه (macaronic language) و دیگران ترجمهاش کردهاند تلمیع که طبیعتا به گمان من ترجمهی خوبی نیست. تلمیع از یک سو شامل نوعی از زبانکلافگی است که آرایهای ادبی باشد، نه تمام انواع آن و از سویی دیگر شامل نمونههای ادبی رمزگانگردانی هم میشود. مثلا «سل المصانع رکبا تهیم فی الفلواتی، تو قدر آب چه دانی که در کنار فراتی» از سعدی.
به هر حال، اینجا دیگر آدمدو یا چندزبانه (یا دو یا چندزبانگونه) نه به یکی از دو یا چند زبان/زبانگونه که به ترکیبی از آنها میگوید و مینویسد. نمونهی ادبیش «چشم حافظ زیر بام قصر آن حوریسرشت، شیوهی جنات تجری تحتها الانهار داشت» و نمونهی غیر ادبیش آنچه در صحبت متخصصان میبینیم که در میانهی صحبتشان واژگان و عبارتهای غیرمصطلح در فارسی را به کار میبرند، مثل «امروز یک قضیهی مهم دربارهی نانکامیوتتیو رینگها اثبات میکنیم» یا «آیا این که دربارهی خیار غبن فاحش اختلاف نظر چندانی نیست، باعث میشود از تنقیح محل نزاع صرف نظر کنیم؟» این البته تنها به متخصصان و واژگان و عبارات تخصصی محدود نمیشود، «تک کر» و «گیم می فایو» گفتن در گپ و گفت روزانه، یا خواندن جمله های دعایی بیسابقه در محاورات فارسی به زبان عربی مانند «یاتیک عقلی و یاتینی فضلک» نمونههایی از این کار هستند.
انگیزهی آدمها از این کار چیست؟ وقتی به محتوای ذهن دیگران دسترسی نداریم تنها میتوانیم حدسهایی بزنیم:
۱. خودنمایی
۲. ارعاب
۳. شوخی با کسانی که همین کار را جدی میکنند
۴. نوعی ورزش زبانی، ایجاد نشاط زبانی
۵. استفاده از ظرافتهای در دسترس هر دو زبان
۶. وسواس در پرداختن به هر یک از مفاهیم
این میان البته توجه به این نکته بد نیست، که این کار معمولا یک جهت بیش ندارد. کمتر دیده یا شنیدهام که کسی در انگلیسی و عربی حرف زدن و نوشتنش از واژههای فارسی استفاده کند. ظاهرا زیرین و زبرین بودن دو زبان جهت زبانکلافگی را تعیین میکند.