این سه قاعده را کم و بیش می‌شناسیم:

۱. برای برجسته کردن عنصری در جمله آن را مبتدا می‌کنیم. این ممکن است به دلیل محبت، احترام یا تاکید بر اهمیت این عنصر باشد. مثلا:

«پسرش را برایش کتاب خرید» که شکل قبلیش بوده «برای پسرش کتاب خرید».

۲. برای رسمی‌تر نوشتن ضمایر متصل را جدا می‌کنیم. مثلا «دکتر او را معاینه کرد» که شکل قبلیش بوده «دکتر معاینه‌اش کرد».

۳. برای ادبی نوشتن عنصر تکراری را با عنصری هم معنیش جای‌گزین می‌کنیم. مثلا «کارش را که به انجام رساند، در فرصت باقی‌مانده از منارجنبان دیدن کرد» که شکل قبلیش بوده «کارش را که کرد، در فرصت باقی‌مانده از منارجنبان دیدن کرد».

حالا این سه قاعده را بر این جمله اعمال می‌کنیم: این کار در شأنتان نیست.

۱. این کار در شأنتان نیست.

۲. شما این کار در شانتان نیست.

۳. شما این کار در شان شما نیست.

۴. جناب عالی این کار در شأن شما نیست.

که جمله‌ی آخر هیچ به گوش خوش نمی‌آید، یا به تعبیر فنی‌تر، جمله‌ای است نشان‌دار.

یعنی هر قاعده‌ای، هر چند مجاز یا حتی الزامی، ممکن است متن را تا حدی از دستور هسته دور کرده به دستور حاشیه نزدیک کند.