بازنگری در وظایف ویراستار - ۱ - واژگان - تصحیح رمزگان خطا
معمولا میگویند ویراستار باید رسمالخط متن را یکدست و مطابق شیوهنامهی ناشر تنظیم کند. این مدعا عملی است؟ چند ناشر شیوهنامه دارند یا توان علمی و عملی و اقتصادی تدوین یک شیوهنامهی واقعی را دارند؟ نتیجه این میشود که ناشران کوچک یا از خیر ویرایش میگذرند، یا تن به شیوهنامهی یک ناشر بزرگ (اغلب دولتی یا حتی نهاد غیر ناشر دولتی) میدهند یا مجموعهای منعندی و مطابق با ذوق فردی مورد اعتماد به عنوان شیوهنامه تهیه میکنند. ناشران بزرگ هم که با هزینههای بسیار شیوهنامه فراهم میکنند و نهایتا رفتارشان با شیوهنامه رفتاری تجملاتی است.
اما در یک نگاه زبانشناختی، در حد واژگان میتوان به این نکته دقت کرد که هر شکل مکتوب هر واژهای دو نوع اطلاعات با خود دارد: اطلاعات معنایی و اطلاعات جانبی (رمزگانی).
مثلا «دستمال» هم ما را به معنای این واژه ارجاع میدهد هم نشان میدهد به گمان نویسنده این واژه بسیط است. در حالیکه اگر همین واژه را «دستمال» بنویسند علاوه بر ارجاع به معنای پیشین، اطلاعات رمزگانی ما دیگر واژه را بسیط نمیبیند و آن را مرکب از «دست» و «مال» میبیند و به این دو مربوط.
یا «مقاطعه» علاوه بر ارجاع به معنای واژه به ما این اطلاعات رمزگانی را میدهد که این واژه نسبتی (ولو تاریخی) با واژههایی مثل »قطع» دارد.
احتمالا حفظ اطلاعات رمزگانی و تصحیح خطاهای آن مهمتر از یکدست نوشتن و مطابق شیوهنامه نوشتن است. این وظیفه برای یک ویراستار واقعیتر و غیرتجملاتیتر و بسیار بسیار کمحجمتر است.