مبارزان دیکتاتورمسلک راه آزادی
جورج اورول یک نویسنده و روشنفکر و در عین حال یک فعال سیاسی است. رابطهی او با زبان حاصل عمل و تامل همزمان است. او در ۱۹۴۶ در ۴۳ سالگی مقالهی سیاست و زبان انگلیسی را نوشت. او مقالهی درخشانش را با جملاتی مانند این آغاز میکند که همه میدانند زبان انگلیسی در بدترین وضع خود است. کاری نمیشود کرد، زبان و تمدن ما همزمان رو به انحطاط نهادهاند.
بعد از مقدمهای که سطرسطرش خواندن دارد، او نمونههایی از این انحطاط و زوال زبان انگلیسی معاصر خودش را میشمرد و این زوال را ناشی از اثر سیاست بر زبان میداند. در واقع او میگوید مبهمنویسی راهی است که زبان را ابزاری قدرتمند در دست سیاستمداران میکند تا با آن قدرت خود را تثبیت کنند و مردم را بفریبند.
پس از آن، در بخش پایانی مقاله، او شش اصل قاطع مینویسد تا زبان انگلیسی سالم و روشنی را در برابر زبان بیمار و مبهم اهل سیاست پدید بیاورد. این مقاله و شش اصل صریح و ساده و موثر آن تحولی واقعی هم در نثر انگلیسی و هم در سپهر سیاست انگلیسی ایجاد کردند.
پیش از این دربارهی ایدهی بارت که زبان را دیکتاتور میدانست و چارهی کار را در به هم زدن قواعد بازی این دیکتاتور و در نتیجه به هم ریختن بافت قدرت با تقلب در زبان میدید، اشارهای کردم. خوشبختانه بارت - بر خلاف اورول - اثر قابل توجهی بر زبان فرانسه به جا نگذاشت.
اورول، بارت، سرهنویسان، درستنویسان، دستوریها، و معیارگروان همه مبتلایان یک بیماری هستند. آنها متوجه نیستند که زبان گونههای مختلف دارد و نمیتوان و نباید گونههایی از زبان را با تمامیت زبان اشتباه گرفت و تبر برای بیخبر کردنش یا قیچی برای هرسکردنش برداشت. هر کسی میتواند بر مبنای نیازها و امکانات خود و اطرافیانش گونهای دیگر پدید بیاورد و کارآمدی این گونهی نوین است که مقبولیتش را تعیین میکند. مقبولیتی که برای هیچ گونهی زبانیای ابدی نیست و هر آن شاید تغییر کند.