آسانتر؟
پدیدهای هست به نام دوگانسازی (Reduplication). دوگانسازی تکرار یکبخش یا تمام یک واژه در اول، میان یا آخر آن واژه به منظور ساختن واژهای جدید است.
در فارسی شبیهترین چیز به دوگانسازی (که اغلب مصداق دوگانسازی حسابش میکنند) کاری است که ما با نشاندن یک شبه واژهی نظیر کنار واژهی اصلی میکنیم؛ مثل «کتاب متاب»، «مهندس پهندس»، «شعر معر». معمولا هم از این ترکیب چنین منظوری داریم:
کتاب و/یا چیز(های)ی مانند/عین آن.
یعنی با این کارْ گاه حیطهی معنایی واژه و گاه حیطهی مصداقیش و گاه هر دو را افزایش میدهیم.
دوستی از من پرسیده این که ما اغلب این (شبه)دوگانسازی را با /m/ انجام میدهیم به دلیل سهولت تلفظ /m/ است؟
چند نکته:
۱. سهولت تلفظ یک مفهوم عینی خارجی نیست، به عادتهای تلفظی شما بستگی دارد. ظاهرا صدایی که ما تهرانیها اول واژهی «کار» از خودمان درمیآوریم جزو سختترین آواهای مردم جاهای دیگر دنیا است و برای همین صدای /k/ را از جایی کمی عقبتر از ما تلفظ میکنند.
۲. تلفظ نکردن همان /m/ نباید از تلفظش آسانتر باشد؟ مثلا بگوییم /donbalonbal/ به جای دنبال منبال یا /safarafar/ به جای سفر مفر.
۳. حتی میتوان به تکرار یک هجا قناعت کرد. مثلا سفرفر و دنبالبال و بچهچه و پسرسر.
برای این که به نظر نیاید این شیوههای دوگانسازی تخیلی هستند، بگویم که میتوان با گشتن کتابهای صرف مثالهایی از این پدیدهها در زبانهای مختلف یافت.