ما برای بررسی زبان دوره‌های تاریخی گذشته به آثار به جا مانده از آن دوره نگاه می‌کنیم. محض توضیح این نکته‌ی بدیهی را مرور کنیم که طبیعتا نمی‌توانیم به آثار به جا نمانده نگاه کنیم. اما این آثار اغلب به این دلیل ماندگار شده‌اند که متون شاخص ادبیات آن دوران بوده‌اند. به بیان دیگر به حتم شامل هنجارگریزی یا هنجارافزایی‌هایی نسبت به زبان دوران خود هستند، و گر نه اثر ادبی نمی‌بودند.

مرور کنیم؟ ما می‌خواهیم هنجارهای زبان در دوران الف را به دست بیاوریم. سراغ متن‌های شاخص به جا مانده از آن دوران می‌رویم. اما می‌توان مطمئن بود که این متن‌ها خود با هنجارهایی متفاوت با هنجارهای آن دوران نوشته شده بوده‌اند. این کلاف سر در گم باز خواهد شد؟