روند فرضی شکلگیری زبان
فرض کنیم با روشی مطمئن شدیم که زمانی آدم بوده، اما زبان نداشته. باز فرض کنیم مطمئن شدیم زمانی بعدتر بوده که آدمها (یا بعضی آدمها) توانستند چیزهای ملموس را اسم بگذارند. یادمان باشد چون تا پیش از آن زبان هنجاری نداشته، این نامگذاری نوعی هنجارافزایی است و در نتیجه باعث کارکرد شاعرانهی زبان میشود.
ظهور دستور زبان از یک سو، و گسترش واژگان به مفاهیم غیرملموس هنجارافزاییهای بعدی هستند. این دومی احتمالا راهی جز این ندارد که استعارهای لیکافی باشد.
خلاصه این که ما از میان یک روند ادبی محض، ابزاری ساختهایم که اولین توقعمان از آن، کارکرد ارجاعیش است. عجیب نیست؟
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۱/۰۳/۰۲ ساعت 8:20 توسط ک ع
|