شمّ زبانی ما به ما کمک می‌کند زبان را برای مقصودی که می‌خواهیم اغلب بدون هزینه‌ی اضافی به کار ببریم. اما نمی‌توان از شمّ زبانی انتظار داشت به ما اطلاعات دقیقی درباره‌ی مسائل نظری زبان بدهد. مثلا خیلی از ما تقسیم‌بندی محاوره-کتابت را بر اساس شمّ زبانیمان و نه یک ملاک خارجی و عینی انجام می‌دهیم. اما این شم از ذوق و سلیقه‌ی شخصی یا اجتماعی ما جدا نیست و گاه خطا می‌کند.

یکی از دوستانم گاه در مواجهه با کلمه‌ای در متنی مکتوب ابروهایش را به هم گره می‌زند و می‌گوید «این که کلمه‌ی کوچه خیابونی تهرانی جدیده.» فرصت نکرده‌ام ازش بپرسم، اما گمان کنم نظرش در مورد «بی‌سروپا» هم همین باشد. اما احتمالا کسانی که بیش‌تر از اوحافظ می‌خوانند و حافظه‌ی بهتری دارند این بیت را فراموش نکرده‌اند که

عارضش را به مثل ماه فلک نتوان گفت --- نسبت دوست به هر بی‌سروپا نتوان کرد

یعنی «بی‌سروپا» نه کوچه‌خیابانی است، نه تهرانی و نه جدید.