پاسخ به یک نظر
چند مطلب را میخواستم بگویم
۱. سوالی که مدتی است پس از خواندن مطالب شما (اینجا و آنجا) به سرم افتاده این است که مرز بین تحولات پویای زبانی و شلختگیها و به بیراه رفتنهای زبان کجاست؟ کجا باید هنگام روبرو شدن با یک تغییر هوشمندیهای کاربران زبان (به قول شما) را ارج نهاد و کجا باید آن را به مثابه یک آسیب نگریست و سعی در برطرفکردنش داشت؟
۲. در پست وبلاگ قبلی شما با این نظر یاور که گفته بود این اضافهکردن «ش» به آخر فعل بیشتر در لهجهی تهرانی وجود دارد موافق ام. و به نظرم (که حال چقدر درست یا نادرست باشد) این نگرانی که این قبیل رعایت نکردنهای زبان معیار (حال معیار چه باشد، دوست دارم نظر شما را بدانم) ممکن است منجر به ایجاد گسست تاریخی یا جغرافیایی در زبان فارسی بشود، بهجا ست. شما در پاسخ به او گفتهاید که موافق اید و حرف جدیدی نیست، اما من بین پست شما و نظر یاور در این مورد خاص تناقض میبینم، لطف شماست اگر بیشتر توضیح بدهید.
۳. مطالبی که چند بار دیدهام دربارهی ارعاب نویسنده نوشتهاید به همراه دقت نظر شخصیتان در مواجهه با یک سخن تازه برایم بسیار جالب و تازه و آموزنده بوده است. طرز فکر جدیدی است (برای بنده البته) که سعی میکنم آن را به کار ببندم. منظورم از آن قسم نوشتههایی است که مثلاً در نقد مقالهی راجو در همین وبلاگ یا دربارهی نحوهی برخورد با خبر ماشین حاوی گربهمرده در یک پست قدیمی پلاس نوشتهاید. از این بابت از شما متشکر ام.
در جواب باید زیاد بنویسم.
۱. به گمان من «آسیب» زمانی معنا دارد که «آسیبدیده» دیگر «درست کار نکند». قاعدتا بحث لازم است اما محور تصور من از مفهوم آسیب این بود که گفتم.
۲. دربارهی ربط «ش» و لهجهی تهرانی اگر به نظر آقای نوید فاضل ذیل این مطلب نگاه کنید، مثالهایی تاریخی و غیر «تهرونی» از این «ش» و حتی مقولهای عامتر مییابید.
دربارهی این مدعا که زبان معیار، معیار سلامت زبان است، هنوز از کسی دلیل معقولی نشنیدهام. اگر پدر من اسمم را میگذاشت معیار و پدربزرگم هم نام خانوادگیم را انسانیت انتخاب کرده بود، من معیار انسانیت میبودم یا «معیار انسانیت» فقط نام من بود؟
گسستهای تاریخی و جغرافیایی تنها یکی از عناصر موجود در این میان هستند. من هم دوست دارم رابطهی من با فردوسی و حافظ و محمدکاظم کاظمی (شاعر معاصر افغان) حفظ شود، اما اگر این حفظ رابطه الزاماتی داشته باشد که منجر به ضعیف شدن فهم متقابل من و پزشکم شود، گمان کنم این دوست داشتن را درز بگیرم.
۳. در پستی که روز یازدهم منتشر خواهد شد چیزهایی نوشتهام که شاید بیربط با این که گفتید نباشد.