وضعیت اول: قرن‌ها پیش؛ آدم‌ها در جامعه‌هایی زندگی می‌کنند که - نه در حد رویایی اما در حدی قابل توجه - زبانشان آن‌ها را از جامعه‌های دیگر تفکیک می‌کند. اگر قومی مهاجرت کند، دامنه‌ی حضور زبان نیز وسیع‌تر می‌شود.
وضعیت دوم: دوران استعمار؛ آدم‌ها به یاری ابزارهاشان - عمده‌ترینش کشتی و تفنگ - می‌توانند گروهی - و نه قومی - مهاجرت کنند و دسته‌های مهاجر پدید بیاورند. این وضعیت جدیدی است.
اگر وضعیت اول را به طیفی مرتب از رنگ‌ها تشبیه کنیم، در وضع دوم رگه‌هایی از رنگ‌های مجاور را می‌بینیم که در هم دویده‌اند.
امروز اما در وضع سوم هستیم؛ وضع پسا-استعماری. در وضع سوم رنگ‌ها را با حرکتی گردابی به هم آمیخته‌اند. درباره‌ی این حرکت گردابی جای بحث و بررسی باز است.