سعدی در اولین مصرع غزلی گفته «گفتمش سیر ببینم مگر از دل برود». اگر جمله را به شکلی که دستور زبان کلاسیک می‌گوید و با همان معنای [احتمالا] مورد نظر سعدی و افزودن چیزهایی که حذف شده‌اند مرتب کنیم می‌شود «من گفتم من او را سیر ببینم، مگر او از دل برود».

نمودار ساده‌شده‌ی جمله می‌شود این:

[من] [گفتم [[[من] [[[او] [را]] [سیر ببینم]]] [[مگر] [او از دل برود]]]]

می‌بینیم که از «گفتم» تا «او را» که جانشین « َش» شده است، سه پله فاصله است و سعدی بی هیچ تردیدی به خودش اجازه داده این دو را به هم بچسباند. امروزه برای پاک نگاه داشتن دامان سعدی از جرمی که نکرده، می‌گویند او از اختیارات شاعری استفاده کرده است. اما دقیقا کسانی که درباره‌ی سعدی چنین می‌گویند، سال‌ها است به احمد شاملو طعنه می‌زنند که چرا در ترجمه‌ی شعری به جای «اما من...» گفته «من اما...». جابه‌جایی‌ای که تنها یک پله فاصله را نادیده گرفته است.

گمان نمی‌کنید اگر سعدی حق داشته برای حفظ وزن و قافیه و مهم‌تر از آن گنجایش مصرعش از اختیارات شاعری استفاده کند، شاملو هم حق داشته برای حفظ ضرب‌آهنگ چنین کند؟

* عنوان را با دستکاری از بیدل وام گرفته‌ام که گفت

کیسه‌ی کس ندیده‌ام من پر

تا نکرد ارتکاب کیسه‌بری