آقای خورخه رافائل ویذِلا، مفتخر است که پنج سال از دوران نکبت‌بار دیکتاتوری نظامی در آرژانتین (دورانی که به‌ش می‌گویند جنگ کثیف) را خودش شخصا فرمان‌دهی کرده است؛ ۹ فروردین ۱۳۵۵ تا ۹ فروردین ۱۳۶۰. در دوران ریاست جمهوری غیر قانونی او بین ۷ تا ۸ هزار نفر از مخالفان را بدون دادگاه ربودند و کشتند و فرزندان مخالفان را به زور از بازماندگان گرفتند و به خانواده‌های هم‌سو با حکومت سپردند تا آن‌ها را «درست» تربیت کنند. خلاصه که قصه‌ای است پر آب چشم.

در نظام قضایی آرژانتین حکم اعدام وجود ندارد و او محکوم به حبس ابد شده و حالا هر از چندی مصاحبه‌ای می‌کند و اندکی از جنایات دوران خودش را بی‌واهمه افشا می‌کند. ترجمه‌ای انگلیسی از بخش‌هایی از آخرین مصاحبه‌اش در دست است. تکه‌ای که چشم من را گرفت این است:

Though Videla recognized the targeted killings of thousands of opponents, he disputed the accuracy of the term “desaparecido”—an emotionally charged word for Argentines meaning “disappeared one,” a reference to the people killed by the military dictatorship.  

“In every war, there’s a list of casualties, killings and disappearances, people whose whereabouts are unknown,” Videla said. But the word desaparecido “became an all-encompassing term, referring to something dark that we wanted to keep hidden… a mysterious thing. And it isn’t. It’s a lamentable result of war.”

دیکتاتورها زبان خودشان را دارند، همان‌طور که مربیان مهد کودک و نانواها و کارمندان آژانس هواپیمایی. این نیز زبانی قابل پژوهش است.
اگر می‌توانید ویدیوی ضمیمه‌ی خبر را هم ببینید. حالت نشستن و زبان بدنش هم کاملا در خدمت توجیه چیزی است که می‌خواهد به مخاطب بقبولاند.