زبان هر آدم را در هر لحظه از زبان با تمام جزئیات و حتی ترجیحاتش در نظر بگیرید، برایش یک اسم بگذارید، مثلا «نقطه-زبان». این نقطه-زبان‌ها از زمانی به زمانی و از جایی به جایی و شرایطی به شرایطی و آدمی به آدمی فرق می‌کنند.

اگر بتوان نموداری چندین بعدی از این نقطه-زبان‌ها تصور کرد، این نمودار منطقه‌های انبوهی‌ای دارد، مثل اربیتال‌های مدار الکترون. این انبوهی‌ها هستند که در نظر اول خیال می‌کنیم مرز قاطعی دارند و «زبان» یا «لهجه» می‌نامیمشان.