داداشم، خواهرم، مامانم، بابام
- سلحشور
- شورش
- شور و نوا
- شور دادن (هم زدن مادهای سیال در بعض لهجههای خراسانی)
شور زدن دل و شور دادن در حرکت گردابی شبیه هم هستند؛ یکی مجازی و یکی عینی.
شور زدن دل و شورش در خلاف نظم و قاعده بودن و نگرانیساز بودن شبیه هم هستند.
سلحشور و شوری که همراه نوا میآید در بروز دادن و علنی کردن خود شبیه هم هستند.
شور دادن و شورش در زیر و رویی و تغییر یافتن جایگاه یکیک اجزا شبیه هم هستند.
شاید بتوان بین هر دو تا از این مثالها شباهتی مفهومی یافت، اما ظاهرا نمیتوان معنایی برای «شور» یافت که شامل این کاربردها و تنها شامل این کاربردها بشود. یعنی واژهی شور را تعریف نمیتوان کرد، اما میتوان فهمید کاربردش چیست.
یک خانوادهی چهارنفره را تصور کنید. پدر و دختر چشمهایی مثل هم دارند. موهای پسر شبیه پدرش است. خواهر و برادر دهانهایی بزرگ دارند. بینی دختر به مادر رفته است و چانهی پسر با مادر مو نمیزند.
هیچ عنصری که همهی اعضای خانواده را شبیه هم کند نمییابید اما میتوانید این شباهتها را تشخیص بدهید.
ویتگنشتاین معناشناسیش را بر مبنای یکی دو مفهوم از جمله «شباهتهای خانوادگی» پایه گذاشته است. شاید مثالهای بالا تصویری اولیه از نگاه ویتگنشتاین به ما داده باشد.