در بعضی زبان‌ها راحت دم واژه‌های دراز را می‌چینند تا کوتاه شوند. عوض این که سوار امنی‌باس شوند سوار باس می‌شوند. به جای رفتن به جیمنازیوم که آدم را یاد هیتلر می‌اندازد می‌روند جیم، به جای لبراتوار در لب پژوهش می‌کنند و به جای داکتر یک نفر داک هست که سرپرست پروژه‌ی پژوهشیشان است.

ما اما خلاصه نمی‌کنیم. ما همیشه می‌رویم کتاب‌خونه یا کتاب‌خانه اما کسی کت نمی‌رود. هیچ کس سوار بوس نمی‌شود، همه سوار اتوبوس می‌شوند. کسی چلوک و چلوخ نمی‌خورد همه چلوکباب و چلوخورش را دوست دارند. این دراز نگه داشتن واژه‌ها هیچ کمکی هم به مدیریت کردن و تغییر دادن صرف و نحومان نمی‌کند. زبان سنگین سنگین سنگین‌تر می‌شود. و فرو فرو فروتر می‌رود. ما کلا فرهیختگی و عمق را دوست داریم.