در میان دانش‌مندان حوزه‌ی تمدن اسلامی دو نگاه درباره‌ی زبان وجود دارد، نگاه اول نگاه مکتب بصره یا بصریون است که تحت تاثیر دیدگاه‌های ارسطویی زبان را دستگاهی قانون‌مند و منطقی می‌دانند و نگاه دوم نگاه مکتب کوفه است که تنوع و بی‌قاعدگی را در زبان به رسمیت می‌شناسند.

سیبویه و باقی نویسندگان و متفکران مکتب بصره این بخت را داشتند که بسیاری از مردم ساکن در حیطه‌ی تمدن اسلامی غیر عرب‌زبان بودند و بیش از آن که به شرح و بسط تفاوت‌ها، لهجه‌ها و ریزه‌کاری‌های ادبی نیاز داشته باشند، به نظام زبانی‌ای قانون‌مند و قابل فراگیری برای ارتباط در گستره‌ی تمدن اسلامی نیاز داشتند.

شاید آنچه سرّ رشد غیر عرب‌زبانان (خصوصا ایرانیان) در این میان بوده، بیش از هوش سرشار و نبوغ بی‌نظیرشان، هم‌وضع بودن با دیگر مخاطبان زبان عربی بوده است.