X
تبلیغات
زبان و حواشی آن - تعریف زبان

وقتی درباره‌ی زبان کار می‌کنیم، با سیستمی بزرگ، سیستمی که اجزایش هر یک خود سیستمی هستند سر و کار داریم. به همین دلیل حدس‌های غیر روش‌مند هر چند ممکن است ظاهر موجهی داشته باشند، اما گاه خطاهایی بزرگ با ظاهری حق به جانب و «بدیهی» هستند. مثلا برای بسیاری از مردم «بدیهی است که هر چه دایره‌ی واژگان زبانی گسترده‌تر باشد آن زبان قوی‌تر است و هر چه دایره‌ی واژگانش محدودتر باشد، تواناییش کم‌تر». چند نکته:

۱. «قوی» و «قوی‌تر» اصطلاح‌های مبهمی هستند.

۲. حتی اگر راهی برای رفع ابهام از این دو اصطلاح بیابیم دامنه‌ی کاربرد این دو اصطلاح گسترده است. قوی در چه زمینه‌ای؟ توصیف؟ شعر؟ داستان؟ گزارش؟ دانش؟ تفکر؟ ارتباط گسترده‌ی اجتماعی (ارتباط روزمره)؟ ارتباط تخصصی؟

۳. بخش(modul)های مختلف زبان با هم مرتبط هستند و بر هم اثر می‌گذارند. گاه زبانی به سمت کوچک شدن دایره‌ی واژگان و بزرگ شدن صرف یا نحو می‌رود. در مورد چنین زبانی می‌توان با اطمینان حکمی کرد؟

۴. فرض کنیم دایره‌ی واژگان زبان فارسی طی یک دوره‌ی زبانی چنان وسیع شود که مثلا واژه‌ای در آن معنای «به پهلوی راست افتادن» بدهد و واژه‌ای دیگر «به پهلوی چپ افتادن» و... اما واژه‌ای برای افتادن نداشته باشد. این زبان قوی‌ای (با هر تعریفی از قوی بودن) است؟

به نظر موقعیت تخیلی‌ای می‌آید؟ به تاریخ زبان فارسی نگاه کنید. آنچه امروز فعل «آمد» است، از ترکیب اجزای تاریخی‌ای ساخته شده است:

آمد = آ + گمه + ته

/ʔamæd/ = /a/ + /gmæ/ + /tæ/

آن «گمه» معنای حرکت (بدون جهت) را می‌دهد و آن «آ» جهت حرکت را معلوم می‌کند. اما امروز ما این اجزا را در فارسی نداریم. اگر اتفاقی یک بار افتاده باشد، چرا نتواند دوباره بیفتد؟



برچسب‌ها: دقت علمی, حدس, برخوردهای ذوقی, تعریف زبان
ک ع؛ شنبه 1391/02/16 |

دیده‌ام که کسانی زبان را نوعی ابزار ارتباط انسانی می‌دانند و کسانی نوعی ابزار انتقال مفاهیم میان انسان‌ها. گاه شده در جمعی که گروهی این و گروهی آن را گفته‌اند پرسیده‌ام کدام درست‌تر است و اغلب گفته‌اند مگر فرقی هم دارند؟

واقعیت این است که گاه شما با مخاطب ارتباط زبانی برقرار می‌کنید، اما مفهومی به او منتقل نمی‌کنید. وقتی کسی فرزندش را «نازنینم» صدا می‌زند، یا وقتی در جواب احوال‌پرسی می‌گوییم «ای! شکر! هستیم به مرحمت شما» مفهومی را منتقل نمی‌کنیم.

گاه این یا آن زبان را به کار می‌بریم تا موقعیت خودمان را نشان بدهیم. وقتی به کسی که او را نمی‌شناسیم و حدس می‌زنیم فارسی بداند می‌گوییم «سلام» داریم نشان می‌دهیم که در حیطه‌ی فارسی‌زبانان مستقر هستیم و وقتی از کسی آدرس می‌پرسیم و او را «داداش» خطاب می‌کنیم جایگاه اجتماعی خود را نشان می‌کنیم.

سر چهارراه بعدی که از نفر بعدی آدرس می‌پرسیم و او را «عزیز» یا «جناب» خطاب می‌کنیم برای خودمان جایگاه اجتماعی جدیدی تدارک دیده‌ایم.

شاید این با آنچه گافمن در کتاب نمایش خویش در حیات روزمره گفته است بی‌مناسبت نباشد، با این تفاوت که او از منظری تماما جامعه‌شناختی به موضوع نگاه کرده است و این بحث تا حد زیادی زبان‌شناختی است.


برچسب‌ها: تعریف زبان, زبان‌شناسی اجتماعی, گافمن, ارتباط انسانی, نشان‌گذاری جایگاه خود در شبکه‌ی اجتماعی
ک ع؛ یکشنبه 1391/01/27 |